معنی شترمآبی
5 بازدید
[ شُ تُ مَ ] (حامص مرکب) اشترمآبی. وقار و متانت زیاده از حد. (فرهنگ فارسی معین). || کهنه پرستی. (یادداشت مؤلف). رجوع به اشترمآبی شود. || در تداول عامه یک دندگی و قرصی و پافشاری در کار. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده). || کینه توزی و بطور خلاصه داشتن صفاتی که معمولاً به شتر نسبت داده میشود. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «شترمآبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر