معنی شتافته
7 بازدید
[ شِ تَ ] (ن مف) اشتافته. عجله کرده. شتاب کرده. شتابیده. (از ناظم الاطباء). رجوع به اشتافته شود.
کلمات همقافیه با «شتافته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر