معنی شتات
6 بازدید
[ شَ ] (ع مص) فرقت. (از ذیل اقرب الموارد). || پراکنده شدن. (تاج المصادر بیهقی) (از المصادر زوزنی). متفرق بودن. (فرهنگ نظام). || پراکنده کردن. (منتهی الارب). || (ص) متفرق و پریشان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب): جاء القوم شتاتَ شتاتَ؛ آمدند قوم متفرق و پریشان. (منتهی الارب). ج، أشتات. (از اقرب الموارد). رجوع به شت شود.
کلمات همقافیه با «شتات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر