معنی شتابی نمودن
6 بازدید
[ شِ نَ / نِ / نُ دَ ] (مص مرکب) شتابی کردن. شتاب کردن. تَعَجُّل. تَغَلغُل. تَهریف. عَسل. عَملَسَة. عِیهَمَة. مُداغَصَة. نَزر. (منتهی الارب). اِفراط؛ شتابی نمودن در کاری. (منتهی الارب). || وانمودن که شتاب دارد.
کلمات همقافیه با «شتابی نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر