معنی شتابندگی
6 بازدید
[ شِ بَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) تعجیل. عمل شتابنده. حالت و کیفیت شتابنده. مقابل آهستگی : به کاری که غم را دهی بستگی شتابندگی کن نه آهستگی.نظامی.
کلمات همقافیه با «شتابندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر