معنی شبیل
8 بازدید
[ شُ بَ ] (اِخ) ابن عزرةبن عمیرالضبعی. راویة و خطیب و شاعر و نسابه از مردم بصره. کتابی در غریب لغت دارد و در آغاز هوادار خوارج بود و سپس از آن رأی عدول کرد. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۲۳۰). از علماء و خطباء خوارج و قصیدةالغریب از اوست و او تا سال هفتاد رافضی بود سپس به مذهب شراة (صفری) گروید و در بصره بلاعقب درگذشت. (از ابن الندیم) (البیان و التبیین ج ۱ ص ۲۷۱).[ شُ بَ ] (اِخ) قبیلهٔ کوچکی است که نزدیکی جبزان مقر دارند و تعدادشان از هزار نفر تجاوز نمیکند. (از معجم قبایل العرب ج ۲ ص ۵۸۱).
کلمات همقافیه با «شبیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر