معنی شبکة

معنی شبکة

5 بازدید
[ شُ کَ ] (ع اِ) قرابت و خویشاوندی. (از اقرب الموارد). قرابت: بینهما شبکة؛ میان آن دو قرابت و نسبت است. (از منتهی الارب) (از متن اللغة) (از ناظم الاطباء).
[ شَ بَ کَ ] (ع اِ) دام شکارچی در آب یا در خشکی. (از اقرب الموارد). فخ. کمین. دام. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هرچه مثل دام و تور و سوراخ سوراخ باشد. (فرهنگ نظام). ج، شبک و شباک. (اقرب الموارد). || چاههای نزدیک به هم. (از منتهی الارب): هجمنا علی شبکة؛ یعنی حمله بر چاههای نزدیک به هم بردیم. (از اقرب الموارد). چاههای نزدیک به هم که به یکدیگر راه داشته باشد. (از متن اللغة). || چاههای کم آب ظاهر و نمایان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || زمین بسیارچاه. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). در صحاح آمده است که شاید وجه تسمیهٔ چاهها به شباک از روی زیادی و نزدیکی آنها با یکدیگر در روی زمین باشد. (از اقرب الموارد). || سوراخ کلاکموش. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || رأس. ج، شَبَک. (از ذیل اقرب الموارد). || مجمع لغوی مصر آن را بر تور سر زنان که جهت حفظ آشفتگی موی به سر بندند اطلاق کرده است. (از متن اللغة). || رشتهٔ لوله های آب شهر را نیز شبکه خوانند. (از متن اللغة).
[ شَ بَ کَ ] (اِخ) آبی است در أجاء. (منتهی الارب).
[ شَ بَ کَ ] (اِخ) آبی است در خاور سمیراء ازآنِ قبیلهٔ اسد. (از منتهی الارب).
[ شَ بَ کَ ] (اِخ) آبی است مر بنی قشیر را. (منتهی الارب).
[ شَ بَ کَ ] (اِخ) نام سه آب دیگر است مر بنی نمیر را. و نام چاه و آبهای دیگر نیز باشد. (از منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «شبکة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید