معنی شبول
9 بازدید
[ شُ ] (ع مص) گوالیدن و قوی و جوان گردیدن در ناز و نعمت. (از اقرب الموارد). بربالیدن کودک. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب).[ شُ ] (ع اِ) جِ شبل. بچهٔ شیر. (از اقرب الموارد). رجوع به شبل شود.[ شُ ] (اِخ) بطنی است از مصاعب از صقور (الصکور) از جبل از عمارات از عنزة. (از معجم قبائل العرب ج ۲ ص ۵۷۹).[ شُ ] (اِخ) نام قبیله ای است در قریهٔ شجره واقع در ناحیهٔ رمثا در منطقهٔ عجلون اقامت دارند. گویند این قبیله از حجاز به این منطقه مهاجرت کرده اند و آن بطنی است از قبیلهٔ تثبیت از بنی عقبة که در آغاز در قریهٔ ریمون در جوار قدس فرود آمدند و سپس شاخه ای از شجره از آنجا برفت، این قبیله به سه بطن تقسیم میگردد: راشد، طواهر و نمورة. (از معجم قبائل العرب ج ۲ ص ۵۷۹).
کلمات همقافیه با «شبول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر