معنی شبوة
7 بازدید
[ شَ بْ وَ ] (ع اِ) عقرب. کژدم. علم است برای عقرب و بجهت علمیت و تأنیث منصرف است و گاهی الف و لام بر او داخل شود و الشبوة گویند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || (ص) زن پلیدزبان. (منتهی الارب). زن پرجنب وجوش و گستاخ و باجرأت و فاحشه. (از ذیل اقرب الموارد).[ شَ وَ ] (ع مص) بلند گردیدن. (منتهی الارب). || روشن شدن و درخشیدن روی بعد از تغیر. || سیخ پا گردیدن اسب. || افروختن آتش. (از منتهی الارب).[ شَ بْ وَ ] (اِخ) پدر قبیله ای است. (منتهی الارب).[ شَ بْ وَ ] (اِخ) نام موضعی است در اطراف عراق. (از معجم البلدان).[ شَ بْ وَ ] (اِخ) نام قلعه ای است به یمن یا شهری است میان مأرب و حضرموت حِمْیَر را. (از معجم البلدان).[ شَ بْ وَ ] (اِخ) پایتخت قدیم حضرموت واقع در جنوب جزیرةالعرب است که در آن بناهای قدیم بسیار از جمله معبد «سین» رب النوع ماه میباشد. آثاری که در این شهر به دست آمده است مربوط به قرن ۵ قبل از میلاد و قبل از آن می باشد. (از الموسوعة العربیة المیسرة ص ۱۰۷۳).
کلمات همقافیه با «شبوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر