معنی شبهگون
7 بازدید
[ شَ بَ / بِ ] (ص مرکب) به رنگ شبه. || سیاه و تیره. تار. تاریک : خدنگهای شهاب اندر آن شب شبه گون روان چون نور خرد در روان آهرمن. (لغتنامهٔ اوبهی). چون شب شبه گون ردای سیمگون از کتف بنهاد... پادشاه با یکی از خواص خویش منکروار از کوشک بیرون آمد. (سندبادنامه ص ۲۶۰). شبه گون قطره ای که از قلمش بچکد، دانه ای است در خوشاب.سوزنی.
کلمات همقافیه با «شبهگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر