معنی شبهنگام
7 بازدید
[ شَ هَ ] (اِ مرکب، ق مرکب) شباهنگام. در وقت شب. در شب. (از ناظم الاطباء): شب هنگامی در فلان شارع میگذشتم ناگاه کمندی در گردن من افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۹۷). به پایان آمد این هنگامه کآنک روز عالم شد بود هر جا که هنگامه است شب هنگام پایانش. خاقانی.
کلمات همقافیه با «شبهنگام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر