معنی شبن
11 بازدید
[ شَ ] (ع مص) پرگوشت گردیدن. || نازک اندام گردیدن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || نزدیک شدن. (اقرب الموارد). قریب و نزدیک گردیدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شبن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر