معنی شبل
7 بازدید
[ شِ ] (ع اِ) شیربچه وقتی که شکارکند. (منتهی الارب). ج، اشبال و شبال و شبول و اشبل. (اقرب الموارد) (شرح قاموس).[ شَ ] (ع مص) در اصطلاح دوزندگان از چند قسمت طولی شی ء را به یکدیگر دوختن. (از دزی ج ۱ ص ۷۲۴).[ شِ ] (اِخ) نام چند تن از محدثان است از جمله: شبل بن عباد مکی و شبل بن العلاء و شبل بن شریق و عبدالرحمن بن شبل و شیبان بن شبل. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر