معنی شبغریب
6 بازدید
[ شَ غَ ] (اِ مرکب) شب اول مرگ کسی. (یادداشت مؤلف). || نان و حلوایی باشد که در شب اول قبر میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند. (از برهان). نان و حلوایی که شب اول میت سر قبر او قسمت میکردند و حالا آن را در بعضی از جاهای ایران شام غریبان گویند. (فرهنگ نظام): روز اجل کفن بدرم همچو نان پهن ازبهر وصل چلپک و حلوای شب غریب. بسحاق اطعمه. از شمیم نان و حلواهای گرم شب غریب بس بخواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم. بسحاق اطعمه.
کلمات همقافیه با «شبغریب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر