معنی شبص
7 بازدید
[ شَ بَ ] (ع اِمص) درشتی. (از منتهی الارب). خشونت. (از اقرب الموارد) (محیط المحیط). || (مص) در همدیگر درآمدن خار. (منتهی الارب). درآمدن خار درخت در یکدیگر. (از اقرب الموارد): تشبص الشجر؛ به هم درشدند درختان. (منتهی الارب) (از محیط المحیط).[ شَ بَ ] (ع مص) در اصطلاح عامه اصلاح کردن جزء و مقدار شی ء . کمی از چیزی را اصلاح کردن. (از دزی ج ۱ ص ۲۷۰): شبص الشی ء؛ اصلحه قلیلا. (محیط المحیط).
کلمات همقافیه با «شبص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بص» برای سرودن شعر