معنی شبرم
7 بازدید
[ شِ رَ ] (اِ) و در عربی شُبرُم ضبط شده است. گیاهی است شیردار و آن بیشتر در صحرا و کنارهای جویها روید و رنگ ساق آن به سرخی مایل است. گویند اگر گاو آن را بخورد بمیرد و گوسفند را مضرت نرساند و آن را به شیرازی گاو نبطونک خوانند. (برهان). درختی است خاردار که وبا را دفع سازد. (منتهی الارب). درخت خاردار. (از اقرب الموارد). گیاهی خاردار و گیاهی دیگر که دانه ای دارد، مانند نخود و بیخ آن درشت پرشیر و مسهل است. (ناظم الاطباء). گیاهی است که دانه ای مانند نخود دارد بیخ آن درشت پرشیر و تمامهٔ آن مسهل است و استعمال شیر آن خطرناک است. (منتهی الارب). گیاهی است که دانه ای چون عدس دارد و برگش شبیه به برگ ترخون است و این کلمه فارسی است. (از اقرب الموارد): و آن گل نار بکردار کفی شبرم سرخ بسته اندر بُن او لختی مشک ختنا. منوچهری.[ شَ رَ ] (ع ص) کوتاه بالا. (منتهی الارب). قصیر. (اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ شُ رُ ] (ع ص) کوتاه بالا و قصیرالقامة. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به شَبرَم شود. || بخیل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): مابینهم الا لئیم شُبْرُم؛ میان آنها نیست کسی جز لئیم و بخیل. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ شُ رُ ] (اِخ) نام آبی است نزدیک کوفه مر بنی عجل را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شبرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر