معنی شبراق
10 بازدید
[ شِ ] (ع اِمص) شدت هر چیزی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کفتگی جامه. (منتهی الارب). پارگی جامه: ثوب شِبراق؛ پیراهن که پاره شده است. (از اقرب الموارد). رجوع به شبارق در این معنی شود. || فاصلهٔ زیاد میان قوائم. (از ذیل اقرب الموارد). || (مص) در اصطلاح عامه گرفتن مقداری از چیزی است: شبرق الشی ءَ؛ یعنی مقداری از شی ء را گرفت. (از دزی ج ۱ ص ۷۲۰) (از محیط المحیط). || شبرق الموسی علی الجلد؛ یعنی تیغ را بر روی چرم کشیده تا تیز شود. (از دزی ج ۱ ص ۷۲۰) (از محیطالمحیط). || تعویذ کردن اسب و جز آن جهت دفع چشم زخم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به شبارق در این معنی شود.
کلمات همقافیه با «شبراق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر