معنی شبدر

معنی شبدر

4 بازدید
[ شَ دَ ] (اِ) شبذر. نباتی است جنس ینجه. (از آنندراج). گیاهی است که اسپست نیز گویند. (ناظم الاطباء). گیاهی است از تیرهٔ پروانه داران که یکساله یا دوساله است و برخی گونه های پایا نیز دارد. و برخی مرکب از سه برگچه است. گلهایش سفید یا قرمز و یا صورتی رنگند و برخی گونه ها نیز دارای گلهای ارغوانیند و به ندرت دارای گل زرد میباشند. گل آذینش خوشهٔ کروی است. در حدود ۱۵۰ گونه از گیاه شناخته شده که همه مصرف علوفه دارند و جزو گیاهان مرغوب مرتع میباشند. رطبه. برسیم. برسیم احمر. فصفصه. شبدر چمنی. شبدر گل قرمز. حندقوفی. ذوئلاث الوان. ذوخمسة الوان. طریفلن. - شبدر چمنی؛ نوعی است از انواع شبدر. - شبدر صحرایی؛ گونه ای شبدر که دارای برگهای ریز کوچک است و در کنار نهرها و مزارع میروید. رجل الارنب. ارنبی. - شبدر عطری؛ نام گیاه ناخنک است. - شبدر گل قرمز؛ نوعی از گیاه شبدر است. - شبدر معطر؛ قرنبوش (با ناخنک یا شبدر عطری اشتباه نشود). - شبدر وحشی؛ گونه ای شبدر که شباهتی کامل به شنبلیله دارد و جزو شبدرهای خودروی یکساله است و برگهای تازهٔ آن را جزو سبزیهای خوراکی میخورند. حندقوقی بری. ذرق. دیواسپست. انده قوقو. - شبدر ترشک؛ گیاهی است از تیرهٔ شبدر ترشکها که برگهایی مانند شبدر دارای سه برگچه دارد و رنگ برگچه هایش در ابتدای جوانه زدن ارغوانی است. این گیاه دارای ویتامین «C» فراوان است از این جهت دارای اثر ضد اسکوربوت قوی میباشد. و چون طعم ترش مطبوعی دارد جزو سبزیهای خوراکی مصرف میشود. در آب و هوای معتدل خشک میروید و در ایران نیز در اکثر نقاط به فراوانی در کنار نهرها روییده میشود. حماض. حمیضه. سلق بری. خمضیض. از این گیاه اسید اگزالیک نیز استخراج میشود. در برخی از کتب این گیاه را به نام ترشک ذکر کرده اند ولی با ترشک معمولی (xemuR) نباید اشتباه شود.

کلمات هم‌قافیه با «شبدر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «در» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید