معنی شبث
8 بازدید
[ شِ بِ ] (معرب، اِ) نام یکی از بقولات است و این کلمه معرب است. فارسی آن شِوِذ است و از مردم بحرین شنیدم که آن را سِبِت خوانند و سِبِط نیز آمده است. (از المعرب جوالیقی ص ۲۰۹). رجوع به شوید شود.[ شَ بَ ] (ع اِ) عنکبوت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تننده و عنکبوت. (ناظم الاطباء). هزارپای. (ناظم الاطباء). ج، شِبثان و أَشباث. جانوری است خرد و بسیارپا از جانوران زنده بر روی زمین. (از اقرب الموارد). دیوپای. وِندِر (در تداول مردم قزوین).[ شَ بِ ] (ع ص) مرد که خوی وی تشبث باشد. (از اقرب الموارد). مرد چسبان طبیعت. هر چیز چسبنده. (ناظم الاطباء). مرد چسبان طبیعت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شبث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بث» برای سرودن شعر