معنی شبام
7 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) نام گیاهی است. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). گیاهی است که بدان رنگ حنا فزونی می یابد. (از متن اللغة).[ شِ ] (ع اِ) چوب خردی است که در دهان بزغاله کنند تا از مادر شیر نخورد. (از اقرب الموارد). چوب پتفوزبند بزغاله. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (آنندراج). چوب که در دهان بزغاله کنند تا شیر نخورد. (مهذب الاسماء). || رشتهٔ بند برقع. (از منتهی الارب) (آنندراج). رشته ای که برقع را بدان در پشت سر می بندند. (ناظم الاطباء). رشته ای که زنان روی بند با قفای خود بندند. (مهذب الاسماء).[ شِ ] (اِخ) کوه بزرگی است در صنعاء. درختان و چشمه های بسیار دارد که آب آشامیدنی صنعاء از آن است و یک شبانه روز با صنعاء فاصله دارد. (از معجم البلدان). || موضعی است در شام. (منتهی الارب). || شبام کوکبان، در مغرب صنعاء است که در میان این دو یک روز راه است. (از معجم البلدان). || شبام سخیم، به مشرق صنعاء در سه فرسخی آن است. (از معجم البلدان) (الجماهر فی معرفةالجواهر ص ۲۷۰). || شبام حراز، در طرف مغرب صنعاء بسوی جنوب، در بین این دو محل مسافت دو روز راه است. (از معجم البلدان). || شبام حضرموت، یکی از دو شهر حضرموت را گویند و شهر دیگر تریم است. (از معجم البلدان).[ شِ ] (اِخ) نام اجدادی است که گروهی بدان منسوبند. (از معجم البلدان).[ ] (اِخ) (به معنی سرما) نام شهری است در مشرق اردن که «رأوبین» و «جاد» در طلب آن بودند. (سفر اعداد: ۳۲:۳) (قاموس کتاب مقدس).[ شِ ] (اِخ) ابن ربیعةبن جشم. جدی است جاهلی و فرزندان وی از بطن همدان از قحطانیه اند. (از اعلام زرکلی ج ۲ ص ۴۰۵).
کلمات همقافیه با «شبام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر