معنی شباروز
7 بازدید
[ شَ ] (اِ مرکب) شب متصل به روز. (آنندراج). شب و روز. شبانروز. شبانه روز. الیوم بلیلته. (مقدمهٔ التفهیم ص قسط). روز و شب. أجدان. جدیدان. اصرمان لیل و نهار. (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۸۶): در هر شباروزی ما را بر نسبت او گذری میباشد. (انیس الطالبین نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف ص ۱۶۶): جَشر؛ به چراگذاشتن ستور را شباروز. ذَرِع؛ شباروز رونده. (منتهی الارب). شب الیوم بلیلته؛ یعنی روز با شبِ او. (التفهیم ص ۶۶). شباروز آن وقت است که آفتاب از نیمهٔ دایرهٔ بزرگ معلوم ایستاده جدا شود بحرکت نخستین تا بدان نیم دایره باز آید. (التفهیم بیرونی ص ۶۶). - شباروز حقیقی؛ شبانروز حقیقی. عبارت است از یک دور معدل النهار به علاوهٔ مطالع قوسی که شمس به حرکت تقویمی یا حرکت خاصهٔ خود می پیماید و به ۲۴ بخش متساوی میشود. (حاشیهٔ التفهیم چ همائی ص ۶۶). - شباروز نجومی؛ شبانروز نجومی. عبارت است از مقدار یک دور معدل النهار یا زمان مفارقت یکی از ثوابت از دایرهٔ نصف النهار تا برگشتن به همان نقطه. و این مقدار را به حسب زمان ۲۴ قسمت متساوی میکنند. (حاشیهٔ التفهیم چ همائی ص ۶). - شباروز وسطی؛ شبانروز وسطی. عبارت است از یک دور معدل النهار، به علاوهٔ حرکت وسطی آفتاب و به ۲۴ بخش متساوی میشوند. (از حاشیهٔ التفهیم چ همائی ص ۶۶). || (ق مرکب) همیشه. پیوسته. علی الدوام. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «شباروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر