معنی شبارق

معنی شبارق

7 بازدید
[ شُ رِ ] (ع اِ) فارسی زبان آن را بیشباره خواند: و لَحم شبارق؛ پارهٔ گوشت کوچک که پخته شود. گویند این کلمه معرب است. (از المعرب جوالیقی ص ۲۰۴). پاره های گوشت مطبوخ. (منتهی الارب). پاره های کوچک گوشت که پخته شده باشد و جوهری گفته است که این کلمه معرب است. (از تاج العروس). || نام درختی است بلند. (منتهی الارب). درختی است بلند که از چوب آن جهت ستور و جز آن حلقه ای سازند و آویزند تا از گزند چشم بد در امان ماند. (از اقرب الموارد). درختی است برگ آن چون برگ درخت توت خشن و زبر و چوبی محکم دارد و برای امان ماندن از چشم بد، به گردن ستور آویزند. (از متن اللغة). || (ص) جامهٔ کهنه و پاره. (منتهی الارب): ثوب شُبارق؛ جامه که قطعه قطعه شده است. (از اقرب الموارد). جامهٔ پاره. (مهذب الاسماء). ظاهراً این کلمه نیز معرب پیشپارهٔ فارسی به معنی قسمت قدامی دریده باشد. رجوع به پیشپاره شود. || (اِ) شلوار. (منتهی الارب).
[ شَ رِ ] (ع اِ) قطعه ها. پاره ها. (از اقرب الموارد). || گوشتهای پختهٔ گوناگون. (از متن اللغة). || پارهٔ گوشت کوچک که پخته شده باشد. و این کلمه معرب است. (از متن اللغة). پاره های گوشت مطبوخ و این معرب است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || گروه و دسته از مردم. (از متن اللغة). جماعت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || جامهٔ پاره پاره شده. (از اقرب الموارد). جامهٔ پاره. || پاره های جامه. || نوعی درخت بلند. (منتهی الارب). نوعی درخت بلند که چوب آن را برای دور ماندن ستور و سایر چارپایان از گزند به گردن آنها آویزند. (از اقرب الموارد). و نیز رجوع به شُبارِق شود.

کلمات هم‌قافیه با «شبارق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید