معنی شباة
6 بازدید
[ شَ ] (ع اِ) عقرب تازه متولدشده یا عقربی است زرد. (اقرب الموارد). کژدم زردرنگ. (منتهی الارب). || نیش کژدم. (منتهی الارب) (از ذیل اقرب الموارد). || تیزی هر چیزی. (آنندراج) (منتهی الارب) (اقرب الموارد): شباةالرمح؛ سرنیزه. (دهار). || هر دو جانب سر کفش. (منتهی الارب) (آنندراج). ج، شَبا و شَبَوات. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (ص) مرد سفیه و احمق. (از اقرب الموارد). || اسب نرم عنان. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || اسب که بر پای ایستد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شباة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر