معنی شایم
11 بازدید
[ یِ ] (ع ص) نعت فاعلی از «ش ی م» شائم. دورنگرنده به برق و مانند آن. (حاشیهٔ تاریخ بیهق چ بهمنیار ص ۱): و شایم بوارق لطایف او از ظلال نیل آمال محروم نگردد. (تاریخ بیهق ص ۱). رجوع به شائم شود.
کلمات همقافیه با «شایم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر