معنی شایست
6 بازدید
[ یِ ] (مص مرخم) امکان. || شاید بود: دوم را پهنا و عرض خوانند و سوم را ستبر او عمق خوانند و این هر سه اندر جسم بشایست بود گاهی. (دانشنامهٔ علائی ص ۷۴). || (ن مف مرخم) حلال. مباح. روا. مقابل ناشایست. - شایست و نشایست؛ حلال و حرام. رجوع به شایستن شود.
کلمات همقافیه با «شایست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر