معنی شای
7 بازدید
(اِ) خدا و یزدان. (ناظم الاطباء) (اشتنگاس). اما جای دیگر دیده نشد.(معرب، اِ) معرب چای و بمعنی آن. (ناظم الاطباء). رجوع به چای شود.
کلمات همقافیه با «شای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر