معنی شاگردپیشه
7 بازدید
[ گِ شَ / شِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) که شاگردی پیشه دارد. کارمند دون پایه. وردست : ما چون از اصفهان روی بدین دیار آوردیم و هنوز استقامتی و انتظام احوالی و اعتمادی ممالک را پیدا نیامده بود از شاگردپیشگان و خدمتکاران هر جنسی از مردم پیش ما می رسیدند و کاری چنانکه مقتضی وقت بود میگزاردند. (از مواضعهٔ احمدبن حسن میمندی نقل از مجمل فصیحی خوافی). شاگردپیشگان و خریطه کشان وی استاد کار تیر سپهرند بر زمین.سوزنی. || مؤلف فرهنگ نظام گوید: از این کلمه در عصر تیموری هندوستان در زبان مسلمانان هند که فارسی زبان بوده اند مراد نوکرهای خصوصی اطراف شاه بوده و تاکنون در سلطنت دکن آنها را نیز بدین کلمه خوانند. || لفظی است مستعمل دفاتر و دربار سلاطین هندوستان. در ایران عمله بجای آن گویند. (بهار عجم) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «شاگردپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر