معنی شاگار
5 بازدید
(اِ مرکب) بمعنی کاری که بحکم شاه باشد و مزد ندهند و شایگان نیز گویند چه در اصل شاهگان بوده و آن را بیگار یعنی کار بی مزد گویند. (از آنندراج): گناهی ندارم بهانه نهی چو شاگرد شاگار چندم دهی. فردوسی. اما همچنانکه از شرح لغت نیز برمی آید اصل کلمه شاکار است نه شاگار.(اِخ) قصبه ای است در میان شهر بسطام و دامغان که مخصوصاً برای شاه در آنجا زراعت میکرده اند و معنی آن کشت شاه بوده و از شاهد صادق نقل شده. (آنندراج). اما ظاهراً شاگار مبدل و مخفف شاه کار باشد.
کلمات همقافیه با «شاگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر