معنی شاوکم
7 بازدید
[ ] (اِخ) نام شحنهٔ قراختای در ایغور باشد: در آن بهار که قراختای بر بلاد ماوراءالنهر و ترکستان غالب شد او [ بارجوق ] نیز در ربقهٔ طاعت و قبول اداء مال آمد و او را شحنه ای فرستاد نام او شاوکم بود. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۳۲). شوکم. شادکم. شاؤکم. (حاشیهٔ جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۳۲).
کلمات همقافیه با «شاوکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر