معنی شاوور
7 بازدید
(اِخ) صورتی از کلمهٔ شاپور. شاور. || ندیم خسروپرویز. آنکه میان خسرو و شیرین رابط بود و شاوور مردی سیاح و نقاش و حیله ور بود که شیرین را به نیرنگ فریفت و بخسرو رسانید. این نام بمعنی دانا و محیل است . (از انجمن آرا) (از آنندراج). || (اِ) بمجاز شخصی را گویند که میان عاشق و معشوق میانجی باشد و پیغام ایشان را بیکدیگر برساند. (از برهان قاطع): برفتن همرکاب شاه شاوور همی کرد از سخن کوته ره دور. امیرخسرو (از انجمن آرا). رجوع به شاپور و شاور شود.(اِخ) صورتی از کلمهٔ شاپور و به معنی شاپور است. و او پادشاهی بود از آل اشک بن یافث. (از برهان قاطع). به معنی شاپور، یعنی: شاهزاده، خطاست. چه با آن ارادتی که پارسیان بپادشاه خود داشتند نام شاهزادگی بر رعایا نمیگذاشتند. (آنندراج). اما این معانی مبانی علمی ندارد.(اِخ) شاپور. شاور. شطیط. رودی بخوزستان که بر آن سدی بسته شد و ۲۱ هزار هکتار زمین بایر را به پنبه کاری و غرس نیشکر مخصوص داشتند. (از یادداشت مؤلف). || سدی است که بر روی رود مزبور بسته شد و در ۲۶ اسفند ماه ۱۳۱۵ هـ . ش. افتتاح شد. (از یادداشت مؤلف). || محلی است در جنوب غربی ایران.
کلمات همقافیه با «شاوور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر