معنی شاه گوهران

معنی شاه گوهران

6 بازدید
[ هِ گَ هَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) گوهر بس گرانمایه بود. (فرهنگ جهانگیری). گوهر درخشانی که در کلانی و بزرگی اول گوهر باشد. (ناظم الاطباء). گوهر ممتاز در نوع خود. || یکدانه مروارید که صدف را پر کرده باشد. (ناظم الاطباء). || (اِخ) نام گوهری است افسانه ای که نزد خسرو پرویز بود و چون آن را برشته بسته بدریا می انداختند و بعد از ساعتی که برمی آوردند گوهرهای بسیار بر اطراف او چسبیده بود. (برهان قاطع) (از فرهنگ نظام) (از آنندراج). شیخ آذری آن را بنظم در آورده : هست دری که خسروان جویند که ورا شاه گوهران گویند آن گهر را بسلسله غواص میفرستد به اذن شه بمغاص هر کجا گوهری است در دریا آن گهر میکشد بخویش او را برکشندش بسان مغناطیس بسته بر خویش درهای نفیس. (از فرهنگ نظام).

کلمات هم‌قافیه با «شاه گوهران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید