معنی شاه گلدی
7 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) (مرکب از: شاه فارسی و گلدی مصدر ترکی بمعنی آمدن) در تداول بمعنی دیر آمدن کسی که انتظار او را می برند و هر لحظه خبر آمدن او برسد ولی اثری از او پیدا نشود و نیاید. (یادداشت مؤلف). || خلفهای پیاپی و بسیار در وعدهٔ آمدن. (یادداشت مؤلف).[ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیرکی بخش حومهٔ شهرستان مشهد. دارای ۱۰۹ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن چغندر و غلات و بنشن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «شاه گلدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر