معنی شاه کرمی
7 بازدید
[ کَ رَ ] (اِ مرکب) زردآلوی نوری. (یادداشت مؤلف).[ کَ رَ ] (اِخ) دهی از بخش دره شهر شهرستان ایلام. دارای ۴۴۸ تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «شاه کرمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر