معنی واژه شاه پریان
6 بازدید
[ هِ پَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رئیس و بزرگ پریها. شاه اجنه. قهرمانی که در افسانه ها و فلکلور ایرانی نقش های مهم بعهده دارد و آن موجودی است افسانه ای که اصلش از آتش است و بچشم نیاید و غالباً نیکوکار است بعکس دیو که بدکار باشد. و در برخی از افسانه ها به نوعی از زنان جن که خوبروی باشد اطلاق گردد. - قصهٔ شاه پریان؛ داستان و افسانهٔ فرمانروای پریان. - دختر شاه پریان؛ دختر فرمانروا و سلطان پریان. - || مجازاً، زنی سخت گرامی و عزیز. رجوع به پری شود.