معنی شاه مربعنشین
7 بازدید
[ هِ مُ رَبْ بَ نِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) شاه که بچهار زانو نشیند. شاه که بر مسند سلطنت چهار زانو قرار گیرد. || (اِخ) کنایه از خانهٔ کعبه است. به اعتبار تربیع. (برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری) (آنندراج): خانه خدایش خداست لاجرمش نام هست شاه مربع نشین تازی رومی خطاب.خاقانی.
کلمات همقافیه با «شاه مربعنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر