معنی شاه عاشق
7 بازدید
[ شِ ] (اِخ) نام شاعر صوفی مسلک که در دورهٔ شاه شیخ ابواسحاق اینجو شعر به لهجهٔ شیرازی میگفت و بر در مسجد عتیق شیراز دکه ای داشت که در آن شیرینی و قند و نبات میفروخت روز جمعه ای که شیخ ابواسحاق از نماز فراغت حاصل کرد و از مسجد بیرون آمد. شاه عاشق او را ثنا گفت ابواسحاق بر گوشهٔ دکان او نشست و گفت: من امروز دکان دار شاه عاشقم بیایید و از من نقل بخرید. تمام امرا و سرداران که همراه بودند رخت و کمر و شمشیر زرکار و نقد دادند و شیخ قدری به آنان نبات میداد تا آنکه صد هزار دینار (کپکی) جمع آوری شد پس از آن شاه عاشق ندا درداد که ای مردم شیراز پادشاه با من انعامی کرد من بخلایق شیراز بصدقهٔ سر پادشاه بخشیدم بیایید و تالان کنید و دکان مرا نیز بغارتید در یک زمان تمام تالان کردند. پادشاه را گفتند. گفت: او از ما صاحب کرم تر است. (تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۱۲۳).
کلمات همقافیه با «شاه عاشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر