معنی شاه سلیمان
4 بازدید
[ سُ لَ ] (اِخ) یکی از متنفذان خراسان بنام سیدمحمد که خود را خواهرزادهٔ شاه سلطان حسین صفوی میدانست در حدود سال ۱۱۶۲ هـ . ق. در مشهد به مخالفت با شاهرخ افشار نوادهٔ نادرشاه برخاست و او را کور کرد و خود بنام شاه سلیمان چند روزی سلطنت یا حکومت کرد و آنگاه بدست یکی از سرداران شاهرخ کشته شد. رجوع به شاهرخ افشار شود.[ سُ لَ ] (اِخ) (چشمهٔ...) واقع در بلوک کوه مره از قریهٔ دشت ارجن. (فارسنامهٔ ناصری ص ۳۲۰).
کلمات همقافیه با «شاه سلیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر