معنی شاه سلطان

معنی شاه سلطان

4 بازدید
[ سُ ] (اِخ) جلال الدین. خواهرزادهٔ امیرمبارزالدین محمد که در سال ۷۵۵ هـ . ق. او را به نیابت از طرف خود بشیراز فرستاد. (تاریخ عصر حافظ ج ۱ ص ۱۰۶).
[ سُ ] (اِخ) نام دختر سلطان سلیمان عثمانی است که تکیهٔ شاه سلطان واقع در محلهٔ ایوب اسلامبول را بناکرده است. (خیرات حسان ج ۲ ص ۱۰۴).
[ سُ ] (اِخ) نام دختر سلطان سلیم خان عثمانی است. او در آغاز همسر لطفی پاشای صدراعظم بوده و در محلهٔ داودپاشای اسلامبول مسجدی جامع و خانقاهی بنیان نهاده و بعدها آن خانقاه را مدرسه کرده است. (خیرات حسان ج ۲ ص ۱۰۴).
[ سُ ] (اِخ) نام دختر سلطان مصطفی خان ثالث عثمانی و بانی بعضی از ابنیهٔ خیریه بوده است. (خیرات حسان ج ۲ ص ۱۰۴).

کلمات هم‌قافیه با «شاه سلطان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید