معنی شاه دیوان
5 بازدید
[ هِ دی ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فرمانروای دیوان. || (اِخ) دیوی که تمیم انصاری را بشب برد و در مهلکه انداخت و پس از هفت سال عیسی، که نام پری مسلمان بود تمیم انصاری را پس از محاربه و انهزام دیوان نجات داد. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «شاه دیوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر