معنی شاه ددان
6 بازدید
[ هِ دَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شیر. اسد. لیث. غضنفر. حارس : به شاه ددان کلته روباه گفت که دانا زد این داستان در نهفت.ابوشکور.
کلمات همقافیه با «شاه ددان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر