معنی واژه شاه بهاءالدین
6 بازدید
[ بَ ئدْ دی ] (اِخ) نام حاکم بدخشان است. (حبیب السیر ج ۳ ص ۴۴۳ چ کتابخانه خیام). رجوع به بهاءالدین شاه شود.[ بَ ئدْ دی ] (اِخ) ابن شاه قاسم نوربخش. فاضلترین اولاد شاه قاسم. مردی فاضل و متدین بود. در اواخر حیات خاقان منصور سلطان حسین میرزا از عراق به هرات آمد و در خانقاه خواجه افضل الدین محمد کرمانی که در بیرون درب عراق بوده مسکن گزید و منظور نظر آن پادشاه گردید و بعد از وفات سلطان حسین میرزا و آشوب خراسان شاه بهاءالدین بطرف عراق و آذربایجان شتافت و بملازمت شاه آن دیار درآمد و پس از دو سه سال درگذشت. (حبیب السیر چ کتابخانهٔ خیام ج ۴ ص ۶۱۲).