معنی واژه شاه بداغ
4 بازدید
[ بُ ] (اِخ) نام شخصی که خدمت شمع و چراغ شاه عباس داشت. (غیاث اللغات) (آنندراج).[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان افشاریه ساوجبلاغ بخش کرج شهرستان تهران. دارای ۱۲۱ تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه. محصول آن غلات و بنشن و صیفی و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان دماوند. دارای ۲۱۲ تن سکنه. آب آن از حبله رود. محصول آن غلات، بنشن، پنبه، انار، انجیر و انگور و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان ایجرود بخش مرکزی زنجان. دارای ۳۷۹ تن سکنه. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، انگور و میوه جات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. دارای ۲۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن صیفی و میوه جات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان شراء شهرستان همدان. دارای ۸۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).