معنی شاهینی
6 بازدید
(اِخ) نام جد ابوحفص عمربن احمدبن عثمان بن احمدبن محمدبن ایوب بن ازداد واعظ معروف به ابن شاهین که جدّ مادری او احمدبن محمدبن یوسف بن شاهین شیبانی بغدادی است. و ابوحفص مردی مورد ثقه بوده است که از عده ای روایت کرده و عده ای نیز از او نقل کرده اند و دارای آثاری نیز بوده. در سال ۲۹۷ هـ . ق. بدنیا آمده و در سال ۳۸۵ هـ . ق. درگذشته است. (لباب الانساب ج ۲ ص ۹).(اِخ) نام ابوحفص عمربن احمدبن محمدبن حسن بن شاهین الفارسی الشاهینی السمرقندی. در سمرقند بدنیا آمد و در همانجا بسال ۴۵۴ هـ . ق. درگذشته است و عده ای نیز از او روایت کرده اند. (لباب الانساب ج ۲ ص ۹).(اِخ) دهی از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج. دارای ۱۴۳۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه و چشمه. محصول آن غلات، لبنیات، توتون و تنباکو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) دهی از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. دارای ۲۸۰ تن سکنه. آب آن از چاه و فاضل آب سراب نیلوفر. محصول آن غلات، حبوبات دیمی و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) دهی از دهستان شیان بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. دارای ۳۳۲ تن سکنه. آب آن از سراب شاهین. محصول آن غلات، حبوبات، صیفی و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) نام تیره ای از ایل کلهر (ایلات کرد ایران) و دارای ۵۰ خانوار. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۲).
کلمات همقافیه با «شاهینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر