معنی شاهیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص جعلی) (مرکب از شاه + یدن پسوند مصدری) بزرگ شدن. (شرفنامهٔ منیری). پادشاهی کردن و بزرگی نمودن. (برهان قاطع) (آنندراج). || پارسا شدن. (شرفنامهٔ منیری). پارسایی و بندگی کردن و صلاح و تقوی داشتن. (برهان قاطع). صالح بودن و نیکوکاری کردن. (فرهنگ جهانگیری). و ظاهراً به این معنی با شاهندن تصحیف خوانی شده است. رجوع به شاهندن و شاهنده شود.
کلمات همقافیه با «شاهیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر