معنی شاهگردی
6 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) بندگی و فرمانبرداری و شاگردی. (ناظم الاطباء). اما در جای دیگر دیده نشد. رجوع به شاگرد و شاگردی شود.
کلمات همقافیه با «شاهگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر