معنی شاه‌پسند

معنی واژه شاه‌پسند

0 بازدید
[ پَ سَ ] (ن مف مرکب) که شاه پسندد. مرضیِ سلطان. آنچه پسندِ شاه شود. (فرهنگ نظام).
[ پَ سَ ] (اِ مرکب) گلی است به شکل بوق کوچک که رنگهای مختلف دارد. (از فرهنگ نظام). تیرهٔ شاه پسند دارای برگهای متقابل. بعضی از آنها درخت یا درختچه و بعضی بوته های کوتاهند. جنس مهم آنها یکی شاه پسند است که گلهای <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۴۰۶۵۰۲>... رنگین چتری دارد و برای زینت کاشته میشود و جنسهای دیگر آن بصورت درختچه است و از نقاط گرم بمنطقهٔ معتدله برده شوند و زینتی هستند. (از گیاه شناسی گل گلاب ص ۲۵۱). - شاه پسند درختی؛ نوعی از شاه پسند است. - شاه پسند دوایی. رجوع به اکبو بران شود. || قسمی از مرکبات لیمویی رنگ سخت پوست بصورت گلابی که طول آن به نه سانتی متر میرسد. (از یادداشت مؤلف).
[ پَ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. دارای ۱۶۰ تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، بنشن و میوه جات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ پَ سَ ] (اِخ) دهی از بخش رامیان شهرستان گرگان. دارای ۱۶۰ تن سکنه. آب آن از چاه. محصول آن غلات، توتون، سیگار و کنجد است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ پَ سَ ] (اِخ) نام محلی در کنار راه کرمانشاه و قصرشیرین میان ماهی دشت و چارریز در ۶۰۴ هزارگزی تهران. (یادداشت مؤلف).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید