معنی شاهه
8 بازدید
[ هِ ] (اِ) بادگیر و برج مانندی که بر بالای خانه جهت ترویح هوا بنا کنند. (ناظم الاطباء). این معنی را در فرهنگهای دیگر نیاورده اند.[ هَ ] (اِخ) نام شهری است از ملک هاماوران که سودابه از آنجا بود. (فرهنگ جهانگیری). نام شهری بود بناکردهٔ پدر سودابه در هاماوران و تولد سودابه زن کیکاوس در آن شهر بود. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام). نام [ شهر ] پدر سودابه زن کیکاوس در زمین هاماوران. (شرفنامهٔ منیری): یکی شهر بد شاه را شاهه نام همان از در سور و جشن و خرام.فردوسی.
کلمات همقافیه با «شاهه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هه» برای سرودن شعر