معنی شاهمردی
6 بازدید
[ مُ ] (اِ مرکب) شاه میری. در اصطلاح عامه سالی را گویند که شاه در آن سال میرد چه در سابق بعلت مردن شاه امنیت کشور مشوش میشد، میگفتند: در سال شاه مردی، یعنی سالی که شاه مرد و اغتشاش شد.[ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس. دارای ۴۰۰ تن سکنه. آب آن از چاه. محصول آن خرما است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «شاهمردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر