معنی شاهفرند
7 بازدید
[ فَ رَ ] (اِخ) نام دختر فیروزبن کسری بود. سیوطی نویسد: چون قتیبةبن مسلم بر فیروزبن کسری یزدگرد به هنگام فتح خراسان چیره گشت دخترش شاهفرند را بگرفت و او را نزد حجاج بن یوسف فرستاد و حجاج وی را نزد ولیدبن عبدالملک برد و از او یزیدالناقص و ابراهیم زاده شد و هر دو بخلافت رسیدند. || مادر فیروزدخت شیرویه پسر کسری. || مادر شیرویه دخت خاقان ترک و جدهٔ ام فیروز دخت قیصر روم. (از احوال و اشعار رودکی ص ۱۳۰) (تاریخ الخلفاء سیوطی ص ۱۶۸، ۱۸۶). رجوع به شاه فرید شود.
کلمات همقافیه با «شاهفرند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر