معنی شاهسار
6 بازدید
(ص مرکب) مانند و شبیه به شاه. (ناظم الاطباء). اما در جای دیگر دیده نشد.(اِخ) نام شاعری است باستانی و دوبار در لغت فرس اسدی بشعر او استشهاد شده است. (یادداشت مؤلف): گهرفتال شد این دیده از جفای کسی که بود نزد من او را تمام ریزفتال چو باز را بکند بازدار مخلب و پربروز صید برو کبک راه گیرد و چال. (لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص ۱۱۵، ۱۱۴). و مؤلف شرح حال رودکی (ص ۴۵۸) می نویسد که او از شعرای دربار سامانیان بوده است.
کلمات همقافیه با «شاهسار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سار» برای سرودن شعر